تبليغاتX
کاش صداقت انسانها از چشمانشان پیدا بود

کاش صداقت انسانها از چشمانشان پیدا بود

پیرۆز بایی جێژنی قوربان....

خۆشه ویستان و خوێنه رانی ئه و ماڵپه ره به و بۆنه وه پێرۆز بایی جێژنی پیرۆزی قوربان له ئێوه ئازیزانی خۆشه ویست و بنه ماڵه به رێزه کانته ن ده که م ...

هیوادارم جیژنێکی پڕ له خێر و خۆشی و به ره که توو هه بێت...

له بیرتان نه چی ئه و جێژنه پێرۆزه له لایه ن خوای دلۆڤانه و بۆیه دابین کراوه تا مرۆڤ تێگه یینی هیچ که س بۆی نیه مرۆڤ بکۆژێ...

 دوعاتان له بیر نه چی ئازیزانم...

خۆشم ده وێن...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آبان 1390ساعت 16:41  توسط صفا  | 

توصیه هایی شوخی برای دختران دم بخت........!!!!!

۱) یقه اولین خواستگار رو بچسبید كه شاید تنها شتر بخت شما باشه

2) ناز و لفت و لیس رو بذارید كنار.

3) در معرض دید باشید، گذشت اون زمان كه می گفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سایه می رنجم.

4) سن ازدواج رو بیارین پایین، همون 17 یا 18 خوبه. بالاتر كه برین همچین بگی نگی از دهن می افتین.

5) تموم دوست پسراتونو تهدید به ازدواج كنید، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بكشید.

6) دعای باز شدن بخت رو دور گردنتون آویزون كنید، یه وقت كتابشو دور گردنتون آویزون نكنید كه گردن لطیفتون كج می شه
.

7) پسر های فامیل بهترین و در دسترس ترین طعمه ها هستند، رو هوا بقاپیدشون.

8) رو شكل و شمایل ظاهری پسرها زیاد حساسیت به خرج ندید، پسرهای خوشگل، دچار مشكل هستن...!

9) توی اجتماع فر بخورید، با مردم قاطی شید، با ننه صغرا و بی بی عذرا نشست و برخاست كنید، همینا هستن كه شاه دوماد می سازن واستون.

10) یه كم به خودتون برسید، منظورم آرایش و برداشتن زیر ابرو و ریمل و پودر و سایه و كرم شب و روز و ماسك خیار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نیست. حداقل قیافه یه آدم رو داشته باشید.

11) در پوشش دقت كنید، لباس چسب و كوتاه فقط آدمای بوالهوس رو دورتون جمع می كنه، یه پوشش سنگین و اندكی رنگین با حفظ معیارهای دوماد پسند بهترینه.

12) مهمون كه میاد قایم نشید، چای ببرید، پذیرایی كنید، خلاصه یه چشمه بیاین كه بعله ما هم هستیم.

13) سعی كنین از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوی در و همسایه قر و قمیش بیاد كه دخترم قربونش برم اینجوریه و اونجوریه...

14) تا مامانه و باباهه می گن دخترمون دیگه وقته عروسیشه مثل لبوی نپخته سرخ نشین و در برید، در حركات و سكناتتون این نظر رو تایید كنید و دنبالشو بگیرید.

15) بالاخره اگه خدای نكرده می خواین جزو اون یك میلیون و هفت صد هزار دختر بی شوهر نباشید (تازه اگه همه پسرای این مملكت دوماد شن، كه نمی شن) هر چی دارید، رو كنید، منظورم اعضا و جوارحتون نیست منظورم كمالات و هنر مندیاتونه

 با تشکر از وبلاگ پروانه ی شب برای ارسال مطلب

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آبان 1390ساعت 2:38  توسط صفا  | 

کوێر


به‌ بیرم نایه‌ت له‌ ژیانمدا کوێرێك خۆی به‌ مندا کێشابێت ،،،،،، به‌ڵام .... هه‌ر کاتێك شانم به‌ر شانی که‌سێك که‌وتبێت پێم ئه‌ڵێن چییه‌ ئه‌ڵێی کوێریت
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آبان 1390ساعت 23:31  توسط صفا  | 

هێندێک با پێ بکه نین...

لە چاوپێكەوتنێكدا ڕۆژنامەنووسێ ئەم پرسیارانەی لە جوتیارێكی خاوەن مەڕوماڵاتێك كرد:
رۆژنامەنووس: چی دەرخواردی مانگاكەت دەكەیت؟
جوتیار: كامیان؟ سپییەكان ، یا سوورەكان؟
رۆژنامەنووس: سپییەكە.
جوتیار: وێنجە.
ڕۆژنامەنووس: ئەی سوورەكان؟
جوتیار: ئەوانیش هەر وێنجە!
ڕۆژنامەنووس: ئەی لە كوێ ئەیانژیێنیت؟
جوتیار: كامیان؟ سپییەكان ، یا سوورەكان؟
ڕۆژنامەنووس: سپییەكان.
جوتیار: لەو گەوڕەی ئەوبەر.
ڕۆژنامەنووس: ئەی سوورەكان؟
جوتیار: ئەوانیش هەر لەو گەوڕە!
ڕۆژنامەنووس: ئەی باشە چۆن ئەیانشۆریت؟
جوتیار: كامیان؟ سپییەكان ، یا سوورەكان؟
ڕۆژنامەنووس: سپییییییییییییییییەكان.
جوتیار: بە ئاو.
ڕۆژنامەنووس: ئەی سوورەكان؟
جوتیار : ئەوانیش هەر بەئاو!
ڕۆژنامەنووس: تۆ بۆچی هەموو جارێ كە پرسیارت لێدەكەم، لە وەڵامدا دەڵێی كامیان؟ دوواییش دەرئەكەوێ هەردوو ڕەنگەكان هەمان شتیان لەگەڵ دەكەیت؟
جوتیار: لەبەر ئەوەی مانگا سپییەكان هی خۆمن.
ڕۆژنامەنووس: ئەی سوورەكان هی كێن؟
جوتیار: ئەوانیش هەر هی خۆمن!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آبان 1390ساعت 14:58  توسط صفا  | 

آموزش زبان کردی بصورت کامل (فێر بوونی زمانی کوردی کرمانجی)

     

 تکایه بۆ وه رگرتنی ئه و بابه ته لێره کرته بکه ن (لطفاً برای دانلود فایل اینجا را کلیک کنید)

ئه و بابه ته به تایبه تی پێشکێشه به کچه کورده کان...

به هیوای به شداریان له بارو دۆخی داهاتوی نیشتمانه که م دا...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم مهر 1390ساعت 15:34  توسط صفا  | 

خیانت!

ملوانــکه‌یه‌کی شێـت ئه‌یوت: (گردنبند دیوانه ای میگفت:!!!)

دیاره‌، به ‌دزی شــه‌ره‌فـه‌وه‌؛ (از دزدهای شرف معلومه که)

ئه‌گه‌ر پیـاو، سکی له‌ ژن پڕ بـوایه‌، (اگر مردان از زنان باردار میشدند)

ژماره‌ی دانیشتـووانی ئه‌م دنیـایه‌ (تعداد ساکنین این دنیا)

سێ ئه‌وه‌نده‌ی ئێستـا ئه‌بــوون! (۳ برابر وضع کنونی میشدند)

 جهان یادگار است و ما رفتنی      ز مردم نماند بجز گفتنی  ((فردوسی))

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 19:43  توسط صفا  | 

شیعریک له ماموستا شیرکو بی که س (شعری از استاد شیرکو بی که س)

« مار ماسیه کی جاسوس »

 

له به ر سیلاو                     ( به خاطر وجود سیلاب )

ئه و رو ژه ماسیگره کان        ( ماهیگبران آن روز )

نه یانتوانی له ماله وه             ( نتوانستند از خانه )

بینه ده ری                         ( بیرون بیاییند )

بویه ئیتر له گوره پانی رووبارداو     ( به همین خاطر در پهنای رود بار و ..)

له بنه وه                                  ( در اعماق آب )

بو به جه ژنی ماسییه کان و تا شه و دره نگ  ( عید بود برای ماهیان و تا دیر وقت )

هه لپه رین و ده س له ملان                      ( با شادی و رقص و آواز )

خواردیانه وه .                                      ( لذت بردند )

که سیلاوه که نیشته وه توری توره        ( اما وقتی سیلاب فرو نشست تور عصبانی )

به چاو ساغی                                  ( با راهنمایی )

یه کیک له مار ماسییه گه وره جاسوسه کان  ( یکی از مار ماهیهای بزرگ جاسوس )

هه ر له گوره پانی ئاودا                        ( در همان پهنای آب )

بو سه یه کی بو نانه وه                        ( دامی برایشان انداختند )

به داخه وه                                     ( و افسوس ...)

هه موو به سه ر خوشی گیران !   ( همه آنها در حالی که سرمست بودند به دام افتاند)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم آبان 1389ساعت 8:38  توسط صفا  | 

جمله ای از چارلی چاپلین نابغه ی کمدین محبوب

چارلی چاپلین میگوید:

 

افسوس میخورم ک هر چه خواستم مردم بفهمند فقط خندیدند....

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم آبان 1389ساعت 13:57  توسط صفا  | 

اعلامیه ی جهانی حقوق بشر

ماده ۱


تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند . همه دارای عقل و وجدان می باشند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند.


ماده ۲


هر کس می تواند بدون هیچ گونه تمایز، خصوصا از حیث نژاد، رنگ ، جنس ، زبان، مذهب ، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت، وضع اجتماعی، ثروت، ولادت یا هر موقعیت دیگر، از تمام حقوق و کلیه آزادی هایی که در اعلامیه حاضر ذکر شده است، بهره مند گردد. به علاوه هیچ تبعیضی به عمل نخواهد آمد که مبتنی بر وضع سیاسی ، اداری و قضایی یا بین المللی کشور یا سرزمینی باشد که شخص به آن تعلق دارد. خواه این کشور مستقل، تحت قیمومیت یا غیر خود مختار بوده یا حاکمیت آن به شکل محدودی شده باشد.


ماده ۳


هر کس حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی دارد .


ماده ۴


هیچ کس را نمی توان در بردگی نگه داشت و داد و ستد بردگان به هر شکلی که باشد ممنوع است.

ماده ۵


احدی را نمی توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه و یا بر خلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد .


ماده ۶


هر کس حق دارد که شخصیت حقوقی اش در همه جا به عنوان یک انسان در مقابل قانون به رسمیت شناخته شود .


ماده ۷


همه در برابر قانون، مساوی هستند و حق دارند بدون تبعیض و به مساوات از حمایت قانون برخوردار شوند.همه حق دارند در مقابل هر تبعیضی که ناقض اعلامیه حاضر باشد و بر علیه هر تحریکی که برای چنین تبعیضی به عمل آید به طور تساوی از حمایت قانون بهره مند شوند.


ماده ۸


در برابر اعمالی که حقوق اساسی فرد را مورد تجاوز قرار بدهد و آن حقوق به وسیله قانون اساسی یا قانون دیگری برای او شناخته شده باشد، هر کس حق رجوع به محاکم ملی صالحه دارد .

ماده ۹


هیچ کس را نمی توان خود سرانه توقیف ، حبس یا تبعید نمود .

ماده ۱۰


هرکس با مساوات کامل حق دارد که دعوایش به وسیله دادگاه مساوی و بی طرفی ، منصفانه و علنا رسیدگی بشود و چنین دادگاهی درباره حقوق و الزامات او یا هر اتهام جزایی که به او توجه پیدا کرده باشند، تصمیم بگیرد.


ماده ۱۱


الف)هر شخصی كه به بزهكاری متهم شده باشد، بی گناه محسوب می‌شود تا هنگامی كه در جريان محاكمه ای علنی كه در آن تمام تضمين‌های لازم برای دفاع او تامين شده باشد، مجرم بودن وی به طور قانونی محرز گردد.
ب)هيچ كس برای انجام دادن يا انجام ندادن عملی كه در موقع ارتكاب آن، به موجب حقوق ملی يا بين المللی جرم شناخته نمی‌شده است، محكوم نخواهد شد. همچنين هيچ مجازاتی شديدتر از مجازاتی كه در موقع ارتكاب جرم به آن تعلق می‌گرفت، دربارهء كسی اعمال نخواهد شد.


ماده ۱۲


هیچ کس در زندگی خصوصی، امور خانوادگی، اقامتگاه یا مکاتبات خود نباید مورد مداخله های خود سرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نباید مورد حمله قرار گیرد . هر کس حق دارد که در مقابل این گونه مداخلات و حملات ، مورد حمایت قانون قرار گیرد.


ماده ۱۳


الف)هر کس حق دارد که در داخل هر کشوری آزادانه عبور و مرور کند و محل اقامت خود را انتخاب نماید.
ب)هر کس حق دارد هر کشوری و از جمله کشور خود را ترک کند یا به کشور خود باز گردد.


ماده ۱۴


الف)هر کس حق دارد در برابر تعقیب ، شکنجه و آزار ، پناهگاهی جستجو کند و در کشورهای دیگر پناه اختیار کند.
ب)در موردی که تعقیب واقعا مبتنی به جرم عمومی و غیر سیاسی و رفتارهایی مخالف با اصول و مقاصد ملل متحد باشد، نمی توان از این حق استفاده نمود .


ماده ۱۵


الف)هر کس حق دارد ، که دارای تابعیت باشد.
ب)هیچ کس را تمی توان خود سرانه از تابعیت خود یا از حق تغییر تابعیت محروم کرد.


ماده ۱۶


الف)هر مرد و زن بالغی حق دارند بی هيچ محدوديتی از حيث نژاد، مليت، يا دين با همديگر زناشويی كنند و تشكيل خانواده بدهند. در تمام مدت زناشويی و هنگام انحلال آن، زن و شوهر در امور مربوط به ازدواج حقوق برابر دارند.
ب)ازدواج باید با رضایت کامل و آزادانه زن ومرد واقع شود .
پ)خانواده رکن طبیعی و اساسی اجتماع است و حق دارد از حمایت جامعه و دولت بهره مند شود.


ماده ۱۷


الف)هر شخص ، به تنهایی یا به صورت جمعی حق مالکیت دارد .
ب)هیچ کس را نمی توان خود سرانه از حق مالکیت محروم نمود.

ماده ۱۸


هر کس حق دارد که از آزادی فکر، وجدان و مذهب بهره مند شود .این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده و ایمان می باشد و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است . هرکس می تواند از این حقوق یا مجتمعاً به طور خصوصی یا به طور عمومی بر خوردار باشد.


ماده ۱۹


هر کس حق آزادی عقیده وبیان دارد و حق مزبورشامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن ، به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحظات مرزی، آزاد باشد .


ماده ۲۰


الف)هر شخصی حق دارد از آزادی تشكيل اجتماعات، مجامع و انجمن‌های مسالمت آميز بهره مند گردد.
ب)هیچ کس را تمی توان مجبور به شرکت در اجتماعی کرد.


ماده ۲۱


الف)هر کس حق دارد که در اداره امور عمومی کشور خود ، خواه مستقیما و خواه با وساطت نمایندگانی که آزادانه انتخاب شده باشد شرکت جوید.
ب)هر کس حق دارد با تساوی شرایط ، به مشاغل عمومی کشور خود نایل آید.
پ)اساس و منشأ قدرتِ حکومت ، اراده مردم است . این اراده باید به وسیله انتخاباتی ابراز گردد که از روی صداقت و به طور ادواری ، صورت پذیرد .انتخابات باید عمومی و با رعایت مساوات باشد و با رای مخفی یا روشهای نظیر آن انجام گیرد که آزادی رای را تامین نماید .


ماده ۲۲


هر کس به عنوان عضو اجتماع ، حق امنیت اجتماعی دارد و مجاز است به وسیله مساعی ملی و همکاری بین المللی ، حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی خود را که لازمه مقام و نمو آزادانه شخصیت اوست با رعایت تشکیلات و منابع هر کشور به دست آورد.


ماده ۲۳
الف)هر کس حق دارد کار کند، کار خود را آزادانه انتخاب نماید ، شرایط منصفانه و رضایت بخشی برای کار خواستار باشد و در مقابل بیکاری مورد حمایت قرار گیرد.
ب)همه حق دارند که بدون هیچ تبعیضی در مقابل کار مساوی ، اجرت مساوی دریافت نمايند.
پ)هركسی كه كار می‌كند حق دارد مزد منصفانه و رضايت بخشی دريافت دارد که زندگی او و خانواده اش را موافق شئون انسانی تامین کند و آن را در صورت لزوم با هر نوع وسایل دیگر حمایت اجتماعی، تکمیل نماید.
ت) هر کس حق دارد که برای دفاع از منافع خود با دیگران اتحادیه تشکیل دهد و در اتحادیه ها نیز شرکت کند
.


ماده ۲۴


هر شخی حق استراحت، فراغت و تفريح دارد و به ويژه بايد از محدوديت معقول ساعات كار و مرخصی‌ها و تعطيلا ت ادواری با دريافت حقوق بهره مند شود.


ماده ۲۵


الف)هرکس حق دارد که سطح زندگی او ، سلامتی و رفاه خود و خانواده اش را از بابت خوراک ومسکن ومراقبتهای پزشکی و خدمات لازم اجتماعی تأمین کند و همچنین حق دارد که در مواقع بیکاری ، بیماری ، نقص اعضا ، بیوگی ، پیری یا در تمام موارد دیگری که به علل خارج از اراده انسان ، وسایل امرار معاش او از بین رفته باشد از شرایط آبرومندانه زندگی برخوردار شود.
ب)مادران و كودكان حق دارند كه از كمك و مراقبت ويژه برخوردار شوند. همه کودکان چه براثر ازدواج و چه بدون ازدواج به دنیا آمده باشند ،حق دارند كه از حمايت اجتماعی يكسان بهره مند گردند.


ماده ۲۶


الف)هر کس حق دارد که از آموزش و پرورش بهره مند شود. آموزش و پرورش لااقل تا حدودی که مربوط به تعلیمات ابتدایی و اساسی است باید مجانی باشد.آموزش ابتدایی اجباری است. آموزش حرفه ای باید عمومیت پیدا کند و آموزش عالی باید با شرایط تساوی کامل ، به روی همه باز باشد تا همه ، بنا به استعداد خود بتواند از آن بهره مند گردند.
ب) هدف آموزش و پرورش بايد شكوفايی همه جانبهء شخصيت انسان و تقويت رعايت حقوق بشر و آزادی‌های اساسی باشد. آموزش و پرورش بايد به گسترش حسن تفاهم، دگرپذيری و دوستی ميان تمام ملت‌ها و تمام گروه‌های نژادی يا دينی و نيز به گسترش فعاليت‌های ملل متحد در راه حفظ صلح ياری رساند.

پ) پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود نسبت به دیگران اولویت دارند.


ماده ۲۷


الف)هر شخصی حق دارد آزادانه در زندگی فرهنگی اجتماع، سهيم و شريك گردد و از هنرها و به ويژه از پيشرفت علمی و فوايد آن بهره مند شود.
ب)هر کس حق دارد از حمایت منافع معنوی و مادی آثارعلمی ، فرهنگی یا هنری خود برخوردار شود.

ماده ۲۸


هر کس حق دارد برقراری نظمی را بخواهد که از لحاظ اجتماع و بین المللی ، حقوق و آزادی هایی را که در این اعلامیه ذکر گردیده ، تامین کند و آنها را به مورد عمل بگذارد.


ماده ۲۹


الف)هرکس در مقابل آن جامعه ای وظیفه دارد که رشد آزاد کامل شخصیت او را میسر سازد.
ب)هر کس در اجرای حقوق و استفاده از آزادی های خود ، فقط تابع محدودیت هایی است که به وسیله قانون ، منحصرا به منظور تامین شناسایی و مراعات حقوق و آزادی های دیگران و برای مقتضیات صحیح اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی ، در شرایط یک جامعه دموکراتیک وضع گردیده است.
پ)این حقوق و آزادی ها ، در هیچ موردی نمی تواند بر خلاف مقاصد و اصول ملل متحد اجرا گردد.

ماده ۳۰


هیچ یک از مقررات اعلامیه حاضر نباید طوری تفسیر شود که متضمن حقی برای دولتی یا جمعیتی یا فردی باشد که به موجب آن بتواند هر یک از حقوق و آزادی های مندرج در اعلامیه را ازبین ببرد ویا در آن راه ، فعالیتی بنماید

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم آبان 1389ساعت 17:45  توسط صفا  | 

داستان واقعی ادیسون!

ادیسون در سنین پیری پس از کشف لامپ، یکی از ثروتمندان آمریکا به شمار میرفت و درآمد سرشارش را تمام و کمال در آزمایشگاه مجهزش که ساختمان بزرگی بود هزینه می کرد...

این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود. هر روز اختراعی جدید در آن شکل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود.

در همین روزها بود که نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتا کاری از دست کسی بر نمی آید و تمام تلاش ماموان فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به سایر ساختمانها است!
آنها تقاضا داشتند که موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود...

پسر با خود اندیشید که احتمالا پیرمرد با شنیدن این خبر سکته می کند و لذا از بیدار کردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب دید که پیرمرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یک صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می کند!!!
پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او می اندیشید که پدر در بدترین شرایط عمرش بسر می برد.
ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از شادی گفت: پسر تو اینجایی؟ می بینی چقدر زیباست؟!! رنگ آمیزی شعله ها را می بینی؟!! حیرت آور است!!!
من فکر می کنم که آن شعله های بنفش به علت سوختن گوگرد در کنار فسفر به وجود آمده است! وای! خدای من، خیلی زیباست! کاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا را می دید. کمتر کسی در طول عمرش امکان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهد داشت! نظر تو چیست پسرم؟!!
پسر حیران و گیج جواب داد: پدر تمام زندگیت در آتش می سوزد و تو از زیبایی رنگ شعله ها صحبت می کنی؟!!!!!!
چطور میتوانی؟! من تمام بدنم می لرزد و تو خونسرد نشسته ای؟!
پدر گفت: پسرم از دست من و تو که کاری بر نمی آید. مامورین هم که تمام تلاششان را می کنند. در این لحظه بهترین کار لذت بردن از منظره ایست که دیگر تکرار نخواهد شد...!
در مورد آزمایشگاه و باز سازی یا نو سازی آن فردا فکر می کنیم! الآن موقع این کار نیست! به شعله های زیبا نگاه کن که دیگر چنین امکانی را نخواهی داشت!!
توماس آلوا ادیسون سال بعد مجددا در آزمایشگاه جدیدش مشغول کار بود و همان سال یکی از بزرگترین اختراع بشریت یعنی ضبط صدا را تقدیم جهانیان نمود. آری او گرامافون را درست یک سال پس از آن واقعه اختراع کرد

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 10:46  توسط صفا  | 

احمقانه ترین قوانین تاریخ!!!

ورود هر حیوانی به پارلمان انگلیس ممنوع است، به غیر از بز گاندی»؛ این قانونی بود كه پارلمان انگلیس قبل از سخنرانی گاندی تصویب كرد.

قرار بود گاندی بعد از مدت‌ها مبارزه با استعمار انگلیس، در پارلمان این كشور سخنرانی كند و اصرار داشت كه بزش – كه همیشه شیر آن‌را می‌نوشید – همراهش باشد؛ پس نمایندگان پارلمان انگلیس، برای احترام به میهمان و درعین‌حال جلوگیری از تكرار این ماجرا، یك قانون به مجموعه قوانین خود اضافه كردند.

بریتانیای كبیر (مجموعه انگلستان، اسكاتلند، ‌ولز و ایرلند شمالی) الان نزدیك به 800 سال است كه پارلمان دارد و قانون تصویب می‌كند اما چیزی كه جالب است، ‌اینكه این كشور قانون اساسی ندارد.

در انگلیس، قوانین قبلی همگی اعتبار دارند. در هر مورد جدید، برای تصمیم‌گیری ابتدا به قوانین قبلی مراجعه می‌شود و آنها تأویل و تفسیر می‌شوند و اگر هیچ قانونی در آن مورد خاص نبود، قوانینی جدید تصویب می‌شوند؛ به همین دلیل است كه هنوز در كتاب مجموعه قوانین بریتانیا كه شامل تمام قوانین تصویب شده در طول تاریخ پارلمان است و ركورد بزرگ‌ترین كتاب بشر را در كتاب ركوردهای گینس دارد، ممكن است قانونی متعلق به سال 1215 میلادی به چشم بخورد.

چند هفته قبل یك شبكه تلویزیونی بریتانیا (UKTV gold) بعد از یك بررسی، فهرستی از قوانینی كه به نظر مسخره یا ابلهانه می‌رسیدند و هنوز در بریتانیا قانونی و لازم‌الاجرا بودند را تهیه كرد و میزان احمقانه‌بودن آنها را به نظرسنجی عمومی گذاشت تا 10 قانون ابلهانه كشور مشخص شود. حدود 4 هزار و 300 نفر در این رای‌گیری شركت كردند و 10 قانون مسخره انتخاب شد. برای اینكه به درجه مسخرگی قوانین ده‌گانه پی ببرید، همین كافی است كه بدانید قانون بز گاندی حتی در فهرست اولیه وجود نداشت.

در پارلمان نمیرید
در صدر این فهرست، قانونی قرار داشت كه می‌گفت: «مردن در ساختمان پارلمان انگلیس غیرقانونی است و مجرم بازداشت خواهد شد». این قانون مربوط به زمان جنگ داخلی شاه و پارلمان در قرن 17 و قانونگذاری‌های او بود. طبق قوانین قبلی پارلمان اگر كسی در ساختمان مجلس می‌مرد، باید برای او یك تشییع جنازه رسمی و ملی ترتیب داده می‌شد. اما در جریان كودتای شاه علیه پارلمان، لرد كرامول – رهبر مجلسی‌ها – این قانون را تصویب كرد تا جنگ به داخل پارلمان كشیده نشود؛ چراكه «پارلمان یك مكان سلطنتی و محترم است». طبق نظر كرامول، هركس در مجلس می‌مرد، برایش تشییع‌جنازه نمی‌گرفتند و اموالش هم به نفع دولت مصادره می‌شد. این قانون هنوز هم در بریتانیا جاری است و به گفته یك عضو پارلمان «اگر آنها احساس كنند حالتان كمی ناخوش است، سریع شما را  از مجلس خارج می‌كنند».

ملكه  سرو ته نشود
دومین قانون ابلهانه بریتانیا، قانونی است كه می‌گوید «چسباندن تمبر منقوش به چهره اعضای خانواده سلطنتی به صورت وارونه روی پاكت‌نامه، یك عمل خیانت‌‌آمیز تلقی می‌شود و با مجرم به عنوان یك خائن برخورد خواهد شد».

قانون سوم، مربوط به شهر لیورپول و از قوانین مجلس محلی این شهر است. طبق این قانون، «هیچ كس حق ندارد در مكان‌های عمومی عریان باشد مگر اینكه فروشنده یك ماهی‌فروشی محلی باشد»! البته مسئولان شهر لیورپول در واكنش به این نظرسنجی، بلافاصله وجود این قانون را تكذیب كردند و آن‌را یك افسانه خواندند اما این قانون از مدت‌ها قبل به صورت یك كنایه بین مردم شهر نقل می‌شود. خبرنگاران انگلیسی بعد از این ماجرا، نوشتند كه مسئولان یك شهر می‌توانند وجود یك قانون را هم تكذیب كنند!

قانون چهارم فهرست هم از دیگر ابداعات لرد كرامول است كه او را به عنوان واضع بیشترین قوانین ابلهانه در تاریخ بریتانیا معروف كرده است؛ «هیچ‌كس حق ندارد در روز كریسمس رولت گوشت چرخ‌كرده بخورد». این قانون هم در راستای قانونگذاری‌های عجیب لرد كرامول برای مبارزه با پرخوری در بریتانیا وضع شد.

قانون پنجم این است: «در اسكاتلند، اگر كسی به منزل فرد دیگری مراجعه كرده و درخواست رفتن به توالت كند، قانونا حق انجام این كار را دارد».

حتی در كلاه پلیس
قانون ابلهانه ششم هم جالب است؛ «در بریتانیا، هر زن حامله‌ای حق دارد در هر زمان و هر مكانی كه خواست قضای حاجت كند؛ حتی در كلاه یك افسر پلیس لندن!». وجود این قانون كه یكی از قوانین قدیمی لندن است، ‌از چند وقت قبل سروصدای زیادی به پا كرده بود. در سال 2004 معترضان در نامه‌ای از تونی‌بلر درخواست كردند برای حفظ شأن پلیس، این قانون را لغو كند كه هنوز این كار انجام نشده است.

در سال 2004، رسانه‌ها متوجه وجود قانونی شدند كه كاملا مسخره به نظر می‌رسید؛ یك ماهیگیر در ساحل بریتانیا، یك ماهی اوزون‌برون پیدا كرد و توسط پلیس دستگیر شد. طبق قوانین «هر وال یا ماهی اوزون‌برونی كه در سواحل بریتانیا پیدا شود، سرش متعلق به پادشاه و دمش متعلق به ملكه است». پلیس برای كسب دستور به كاخ سلطنتی، فاكسی ارسال كرد و پاسخ آمد كه ماهیگیر می‌تواند ماهی را برای خودش نگه دارد اما نمی‌تواند آن‌را بفروشد!  این قانون هم در میان قوانین ابلهانه برای خودش جایگاهی دارد و رتبه هفتم این فهرست را كسب كرده  است.

 نمی‌خواهید یا اهمیت نمی‌دهید؟
قانون هشتم فهرست، یك قانون مالیاتی گیج‌كننده و مسخره است كه مثل عبارت عامیانه «نه چاق می‌كند و نه لاغر» است؛ در این قانون وضع مجری و وضع‌كننده قانون به هیچ‌وجه معلوم نیست. طبق این قانون «نگفتن مسائلی كه نمی‌خواهید یك مامور مالیاتی آن‌را بداند، ‌غیرقانونی است اما نگفتن چیزهایی كه اهمیت نمی‌دهید مامور مالیاتی آن‌را بداند، قانونی است».

نهمین قانون ابلهانه مربوط به سال 1313 است اما همچنان در كتاب قوانین بریتانیا وجود دارد. در زمان شوالیه‌ها و جنگ‌های صلیبی، قانونی وضع شد كه هنوز پابرجاست؛ «هیچ‌كس حق ندارد با زره و كلاهخود آهنی، وارد پارلمان شود».

رای‌دهندگان و مسئولان شبكه تلویزیونی UKTV اظهار تمایل كرده بودند كه بدانند آیا هنوز هیچ نماینده‌ای هست كه دلش بخواهد با یك زره آهنی وارد مجلس شود یا خیر؟

قابل توجه آقای نخست‌وزیر
و قانون دهم زمانی مسخره‌تر به نظر می‌رسد كه بدانیم گوردون براون – نخست‌وزیر فعلی بریتانیا– یك اسكاتلندی است و بعد از مدت‌ها، دوباره یك اسكاتلندی رهبری بریتانیا را برعهده گرفته است. آقای گوردون براون خوشحال نخواهد شد اگر بداند در كتاب قوانین دولتش، قانونی وجود دارد كه می‌گوید «در شهر یورك، ‌هركس حق دارد درصورت دیدن یك اسكاتلندی، با تیر و كمان در دروازه قدیمی شهر او را به قتل برساند. چون قطعا او از زمان گذشته آمده است تا تغییری در آینده ایجاد كند».

در فهرست قوانین فوق، قانون‌های مختلف دیگری هم وجود داشتند كه با اینكه رای نیاوردند، به اندازه كافی ابلهانه بودند؛ قوانینی مثل ممنوعیت شلیك توپ در نزدیكی محل دوئل (مصوب سال 1839)، ممنوعیت استفاده از هر نوع وسیله برای سرخوردن روی برف و یخ (مربوط به سال 1847) و ممنوعیت عبور گله گوسفند از وسط خیابان‌های لندن (مربوط به سال 1867).

احمق‌های باقی دنیا
شبكه تلویزیونی UKTV، قوانین ابلهانه كشورهای دیگر را هم به رای‌گیری گذاشته بود كه در فهرست ده‌گانه دوم، آمریكا با داشتن 4 قانون احمقانه رتبه اول را كسب كرد. اولین قانون فهرست مربوط به ایالت اوهایو بود كه عنوان می‌كرد «هیچ‌كس حق ندارد یك ماهی را با شراب مست كند».

قوانین احمقانه سایر كشورها از این قرار است:
  ایتالیا، میلان: خندیدن در تمام حالات الزامی است؛ مگر در تشییع جنازه یا عیادت بیماران. (رتبه‌8 قوانین احمقانه جهان)

  ژاپن: حداقل سن برای ازدواج وجود ندارد. (رتبه 9 قوانین احمقانه جهان)

 فرانسه: گذاشتن نام ناپلئون روی خوك غیرقانونی است. (رتبه 10قوانین احمقانه جهان)

  سنگاپور: جویدن آدامس در ملأ عام ممنوع است.

  استرالیا، ایالت ویكتوریا: فقط یك برق‌كار دارای پروانه می‌تواند لامپ‌های سوخته را عوض كند.

  دانمارك: ‌فرار یك زندانی از زندان غیرقانونی است.

  سان سالوادور: راننده‌های مست می‌توانند بمیرند، قبل از این كه تیرباران شوند.

  دانمارك: قبل از روشن‌كردن ماشین، ابتدا باید زیر آن را نگاه كنید و مطمئن شوید كودكی در زیر ماشین نیست.

آلیور كرامول، ركورددار تصویب قوانین احمقانه
یكی از مأیوس‌كننده‌ترین نكاتی كه در رای‌گیری قوانین ابلهانه برای انگلیسی‌ها پیش آمد، یادآوری این نكته بود كه بیشترین تعداد قوانین ابلهانه را آلیور كرامول دوست‌داشتنی‌شان تصویب كرده و درواقع او ركورددار وضع قوانین احمقانه است.

برای اینكه متوجه شدت این یأس بشوید، دانستن كمی از تاریخ انگلیس ضروری است. در اواسط قرن هفدهم، 2 نفر از پادشاهان انگلیس خواستند مجلس را منحل كرده و حكومت استبدادی را دوباره حاكم كنند (اینجای قصه، معمولا یك انگلیسی این نكته را یادآوری می‌كند كه در آن روزگار، 400 سال از عمر پارلمان انگلیس می‌گذشته و در عوض، هیچ كشور دیگر اروپایی پارلمان نداشته).

وسط این دعواهای مجلس – شاه، یك سرباز سابق – كه حالا نماینده پارلمان شده بود و به «آلیورپنجه‌آهنین» و منش روستایی‌اش شهرت داشت – به رهبری مجلسی‌ها (به قولی «مشروطه‌طلبان») قیام كرد، پادشاه جیمز دوم را از كشور بیرون و پارلمان را دوباره احیا كرد. در تاریخ انگلیس به كرامول «لرد حامی انگلیس، اسكاتلند و ایرلند» گفته می‌شود. كرامول در گفتن جملات جدی – كه بعدا سوژه خنده شود – شهرت داشت. مثلا وقتی كه عده‌ای از نمایندگان پارلمان جدید، خواستار بازگرداندن شاه شدند، او آنها را از پارلمان بیرون كرد و بعد داد روی ورودی پارلمان بنویسند «خانه اجاره‌ای، دیگر مبله نیست».

 كرامول، استاد تصویب قوانین عجیب و غریب هم بود؛ البته او خودش قانون تصویب نمی‌كرد بلكه ایده می‌داد و پارلمان هم بلافاصله حرف‌هایش را تصویب می‌كرد. در بین 10 قانون ابلهانه بریتانیا، قانون‌های یك (منع مردن در پارلمان) و 4 (منع خوردن رولت گوشت در كریسمس) شاهكار اوست؛ به علاوه كرامول، از این قانون‌ها كم ندارد؛ مثلا او تصویب كرد كه نقاش‌ها باید تصویر هركس را درست مانند خودش رسم كنند؛ با تمام ناهمواری‌ها، جوش‌ها و خال‌ها؛ وگرنه نباید به نقاش دستمزد داد.

آمریكا‌یی‌ها  در تصویب قوانین احمقانه مهارت دارند
به علت ایالتی بودن و سیستم فدرالی كشور آمریكا، ایالت‌ها قوانینی مخصوص به خود دارند كه مانند انگلستان به مناسبت‌های مختلف وضع می‌شوند و بعد فراموش می‌شوند. بعضی از این قوانین  آن‌قدر احمقانه‌اند كه مشكل می‌شود وجودداشتن آنها را باور كرد. فهرست این قوانین توسط شبكه UKTV تهیه شده است.

 ایالت آركانزاس
   مرد قانونا می‌تواند همسرش را كتك بزند اما فقط ماهی یك‌بار.
ایالت  آلاباما
  رانندگی درحالی كه یك چشم‌بند روی چشم‌ها باشد، غیرقانونی است. (رتبه 5 قوانین احمقانه دنیا)
ایالت اكلاهاما
  پلیس می‌تواند كسانی را كه برای سگ‌ها شكلك درمی‌آورند، ‌دستگیر كند.
ایالت  اوهایو
   فروختن كورن فلكس (پف‌فیل خودمان) در روز یكشنبه در مغازه‌ها ممنوع است.
  تمام‌كردن بنزین در وسیله نقلیه جرم محسوب می‌شود.
ایالت ایلینویز
  صحبت‌كردن به زبان انگلیسی غیرقانونی است. زبان رسمی شناخته‌شده، آمریكایی است.
 دادن سیگار روشن به حیوانات ممنوع است.
 ایالت ایندیانا
  سیگاركشیدن میمون‌ها، غیرقانونی است.
ایالت  تگزاس
  استفاده از دایره‌المعارف بریتانیكا به علت اینكه روش ساخت مشروبات الكلی در آن توضیح داده شده، ممنوع است.
  دوشیدن گاو دیگران، ممنوع است.
ایالت تنسی
  انداختن كمند برای گرفتن ماهی، غیرقانونی است.
 ایالت جورجیا
   ردشدن جوجه از عرض خیابان غیرقانونی است.
ایالت شیكاگو
  بردن یك سگ پودل فرانسوی به اپرا غیرقانونی است.
 ایالت  فلوریدا
   چتربازی زنان متاهل در روز یكشنبه غیرقانونی است. (رتبه6 قوانین احمقانه جهان)
ایالت كالیفرنیا
   مرد قانونا می‌تواند همسرش را با كمربند چرمی كتك بزند؛ به شرطی كه قطر كمربند بیشتر از 5 سانتی‌متر نباشد.
درصورت استفاده از كمربند قطورتر مرد باید از همسرش اجازه بگیرد.
  شلیك به سمت هر نوع شكاری از روی یك وسیله نقلیه غیرقانونی است؛ مگر اینكه شكار یك نهنگ باشد.
ایالت كولومبوس
  نمی‌توان به صورت تصادفی روی نرده خانه كسی نشست.
 ایالت لوییزیانا
  قرقره‌كردن در مكان‌های عمومی غیرقانونی است.
  بستن روكش از چرم تمساح به كپسول آتش‌نشانی ممنوع است.
  زدن بانك و بعد شلیك‌كردن به كاركنان بانك با تفنگ آبپاش غیرقانونی است.
  یك زن تا وقتی كه همسرش پرچم جلوی ماشین گرفته، نباید رانندگی كند.
  گازگرفتن كسی با دندان‌های طبـیـعـی «حـمله ســاده» است ولـی گـازگرفتن با دندان مصنوعی «حمله مسلحانه» است.
ایالت ماساچوست
  گذاشتن ریش پروفسوری بدون مجوز ممنوع است.
  همراه‌داشتن اسلحه فضایی غیرقانونی محسوب می‌شود.
ایالت مونتانا
   زن طبق قانون حق ندارد نامه‌های همسرش را باز كند.
ایالت میشیگان
  موهای یك زن قانونا متعلق به همسرش است.
  طبق قوانین، دندانپزشكان در اسناد رسمی مكانیك محسوب می‌شوند.
ایالت نبراسكا
  اگر كودكی هنگام مراسم مذهبی در كلیسا آروغ بزند، پلیس می‌تواند پدر و مادر كودك را دستگیر كند.
 ایالت ورمونت
   زنان متاهل برای استفاده از دندان مصنوعی باید از شوهرشان اجازه كتبی داشته باشند. (رتبه7 قوانین احمقانه جهان)
  سوت‌زدن زیر آب غیرقانونی است.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم آبان 1389ساعت 10:28  توسط صفا  | 

همت کن تا افسوس نخوری!

افسوس میخورم برای اینکه میخواهم اما نمیتوانم

و افسوس بیشتری میخورم برای آن لحظه ای ک میتوانستم اما نخواستم!!!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم آبان 1389ساعت 14:0  توسط صفا  | 

نشست با دوستان بیمه ای

به اطلاع دوستان عزیزم در رشته ی مدیریت بیمه کلیه ی ورودی ها میرسانم

سه شنبه (فردا) مورخ ۴/۸/۸۹ راس ساعت ۱۱:۱۵ در سالن پیامبر اعظم (ص)

 انجمن علمی نشست و ستارت اولیه ی خود را برگزار مینماید

لذا حضور شما موجب دلگرمی و سینرژی انجمن خواهد شد!!!

 

AN EGG TODAY    

                       IS BETTER THAN

                

          A HEN TOMORROW

 

Benjamin Franklin

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم آبان 1389ساعت 8:27  توسط صفا  | 

ناسینی به ر هه می نویی ماموستا باوه ر

به رهه می ((دیاری سه فا)) له نووسینی به رده وامی ۱۷ سال تیکوشان و ۶۰ سال ده س که وتی

(حمید صفاجو) واته باوه ر  به دی هاتوه

ئه و به رهه مه دوای هه ستان و دابه زینی زور به هوی گیر و گرفتی حکوومه تی بو وه رگرتنی ئیجازه

نامه حه وته ی پیشوو درایه ده ره وه

له و ده س نووس و کتیبه دا زیاتر له ۳۰ بابه تی جیاواز باسی لیکراوه و لیدوانو بوچونی له سه ر هاتوه

(دیاری سه فا) باس له داب و نه ریت و کلتوور و میژووی گه لی کوورد ده کا

باس له گه وره پیاوانو زووانی شیرینی ولاته که مان ئه کا

لیدوانی هه یه سه باره ت به نوکته کانی ساغی و سه لامه تی له شی ئینسان واته نوکته پزشکی

زیاتر له ۲۰۰ مه ته لی له بیر چووی گه له که مان زیندوو ده کاته وه و به شیکی زور له چیروکه

خوشه کانی مه لا نصرالدین ده گیریته وه

نووسراوه ی باوه ر باس ده کا له یاری کومه لایه تییکانی که له ولاتی کوردستان دا هه ن

باسی ژن هینان و ریگا و ره سمی قه دیم ولاته که مان و جل و به رگی کورده واری ئه کات

له و نوسراوه به بایه خ دا باس له دووعای ئایینی و  چونیه تی چون بو حه ج و لابردنی نه خوشیه کان

به پی بیر و بروای گه له که مان کراوه

ته نانه ت به و شیوازه ووتارانه کول نه دراوه و ده ستی به هیزی شاعیر و نووسه ره که ی ئه و به رهه مه

واته (حمید صفاجو) په ر په ری ئه و کتیبه ی کردووته په پوله ی هه ست و سوزی خوی و دیوانی شیعری

نووسه ریشی تی دایه

ییکیک له هه ره هه لمه ته گه وره کانی باوه ر نووسین له سه ر ده ورانی لاوی و جوانی و جیاوازیه کانی

له گه ل ده ورانی پیری یا باسه کانی زووانی باش و زووانی خه راپه ! که به و شیوازه کاره هوگر و

خوینه ری ئه و کتیبه سه رنج ده دا بو لای تیگه ییشتنیکی وینه ای له ناو کومه لی بیره وه ری

په ریشان دا

گه وره ترین جوغرافیای سروشتی و که سایه تی شاری سه رده شتیش ییکیکه له به شه جیاوازه کانی

دیاری سه فا که خوی خه لکی دیهاتی بیژوه ی(اسلام آباد) ناوه ندی مه رکه زی ئالانی 

شاری سه رده شته

نرخی ئه و به رهه مه له جیاتی ۲۷ هه زاری قسه ی زانایایی ناوچه ی کتیب نووسین

و هه ر وه ها کتیب فروشان به هوی گرینگی دانی نووسه ر به پیش که وتنی ولاتی

شیرینمان  ته نیا ۶ هزار تمه نه

به و هویه وه له خوی له سه ره تا دا بیر و بروای راسته قینه ی خوی وه ک لاویکی نیشتمان په روه ر نووسیووه و ئه لی:

(( له ناو قه بریش دا نوکه ری کووردم))

به و هیوایه که که لکی لی وه رگرن و  هه لویست بده ن بو پیش که وتنی

کورد و کوردستان هیندیک له به شه گرینگه کانی  کتیبه که ده هیلینه وه تاکوو خوتان بیخویننه وه

 

شوینی فروش له شاری سه رده شت:

کتیب خانه ی ماموستا حه فیدی (نیزیکی شیخ مه ولانا)

دووکانی کاک فتح الله ی موحه مه دی (له شه قامی نیوان سه رچاوه و گوره پانی سه لاح الدین

ئه یووبی)

کتنیب فروشی موکریان (شه قامی که مه ربه ندی -روبروی بانکی سپه- کاک سه ردار عه بدوولازاده)

فروشگای کومپیته ری ماتریس (شه قامی که مه ربه ندی - ته نیشت بانکی سپه)

 

به و زووانه له ولاتی روژهه لات و ته نانه ت کوردستانی ئه ودیویش بلاو ئه بیته وه

 

                   ((شیوازی سه ره تایی کتیبی دیاری سه فا له نووسینی باوه ر *حمید صفاجو*

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم آبان 1389ساعت 13:32  توسط صفا  | 

ئاشق (عاشق)

فریشته ، خوی کرد به چوم     (فرشته ای خودش را داخل رودخانه انداخت)
من نه مدواند                       (من نوازشش نکردم)
په پوله ییک ، ئه سووتا بوم    (پروانه ای در عطش رسیدنم میسوخت)
من نه مدواند                       (من نوازشش نکردم)
جوانترین سیوی دونیا ، گوتی من عشقی ئه توم (زیباترین سیب دنیا گفت: من عشق توام)
من نه مدواند                      (من نوازشش نکردم)
هه ستی ناسیکی گولیش ماچی کردم!   (احساس لطیف یک گل هم مرا بوسید!)
هه ر نه مدواند                     (باز هم نوازشش نکردم)
به لام بو عیشقی ، یاری خوم  ( اما ب خاطر عشق یاره خودم)
هه زاران جار من خوم سووتاند  (هزاران بار خودم را سوزاندم)
تا توانیم بار من خوم گریاند       (تا توانستم گریه کردم)
به ده ستی خوم                 (با دست های خودم)

هه مو جاری خوم ده برژاند (هر لحظه ای خودم را برشته میکردم)

هه ر چی ره فیق و هه وال بوو له خوم توراند  (هر دوست و رفیقی داشتم از خودم رنجاندم)
هیوای خوشی ژیانم ئه من ، له دل رفاند       (آرزوی لذت زندگی را از دلم دور کردم)

منی نه دواند ، منی نه دواند                (مرا نوازش نکرد ، مرا نوازش نکرد)
به لام ئیستاش په شیمان نیم             (اما الآنم پشیمان نیستم)      
ئیستاش ده لیم                                 (الآن هم میگویم)
که جاریکی دی عاشق بم                    (اگه ی بار دیگه عاشق بشم)
هیچ ده رفه تیکم نه مابی بلین :مردم     (هیچ فرصتی برایم نمانده باشند ، بگویند : در حال مرگم)
من قه ت نالیم ئه و کچه وا چی لی کردم ( هیچ وقت نمیگویم این دختر چ بلایی سر من آورد)
به لکو به دل ده قیژینم                         (بلکه از ته دل داد میزنم)
هه ر عاشقی کچی کوردم                   (تنها عاشق دختر کردم)
هه ر عاشقی کچی کوردم                   (تنها عاشق دختر کردم)

^ژیله مو^

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389ساعت 15:9  توسط صفا  | 

ئال و گور!

من عاشقی شیعری خوم نیم

به رهه مه کانم هیند زورن

ملم له به ر قورسی ده فته ره کانم

 خوار ئه بیته وه

وینه ی سی داره ی شانوی خوم

هه مو روژ له خه ونم دا تلار ئه بیته وه

پیکه نینی لیوی مانگام

هه ر بریندار ئه بیته وه!!!

جاریک نا سه د جار گوتومه

له شیعری من

له باغیکی هه ست و سوزم

ته نیا جی که متیار ئه بیته وه!!!

شیعره کانم هیند ناخوشن

هه مو جه رگیک بوی بریندار ئه بیته!!!

پرن له برین و له ژانم

پرن له مان و نه مانم

پرن له نه گیشتنم

به هه مو ئاواته کانم

پرن له داگیر که رانی خه ونه کانم

که دووریان خست له من و له تو

ئوقره ی گیانم!

شیعره کانی خوم پی خوش نین

تکا ده که م مه یخوینه وه!!!

تکا ده که م ئه گه ر ویستت بیرمیان بخه ی

تازه قه ت قه ت مه م دوینه وه!!!

ئه گه ر جاریک په پوله ییکت دی

پیشانم مه ده

بیرم مه هینه وه!!!

 مه م ره نجینه وه!!!

هه ستی من مه بزوینه وه!!!

به لام

لافاوی ئال و گور

وه ک ماسی منی دا له تور

منی کرده که سیکی دی

پیش ئه وه ی که بچمه ناو گور 

تازه زانیم که عاشق بووم

عاشقی شیعریکی نه نوسراو

من عاشقی رومانیک بووم

که له ناوی دا نوسراوه

له خوشه ویستی کیژیکی ئه و ولاته

که به گویی خوم سه دان و یانه هه زار جار

که بیستبووم بی ده سه لاته

به تیکوشانی سوزی ئه و بینیم

ورده ورده

به دی هاتن ئاواته که م

ورده ورده

هاته دی بوم

سه رکه وتنی خه باته که م

ورده ورده

وام لی ده کات که بلیم من

 روژی جاریک نا هه زار جار

به ده فته ری شیعره کانم دا دیمه وه

له سه ر و خوار

ئه گه ر بمباته ژیر کوتکی گریه و و زار!!!

تازه قه ت قه ت ئه من نالیم

که هه ستی من

ده مدا ئازار!!!

کاتیک کیژی ولاته که م

ئالای منی به ده س گرتوه

بوم بوته شاهی کورده وار!!!

 

**ژیله مو**

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389ساعت 10:36  توسط صفا  | 

فوق العاده!

با این ک متنش زیاد محترمانه نیست ولی طرز تفکرش شدیداْ واسم قابل احترامه!

نظر شما در این مورد چیه؟!!!

راستی ب نظر من اینا عجایب هفت گانه ی دنیاست:

1- دیدن

2- شنیدن

3- لمس کردن

4- چشیدن

5- احساس کردن

6- خندیدن

7- دوست داشتن

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389ساعت 10:49  توسط صفا  | 

زندگی جدید!!

فک کنم زندگی مدرن همه داره ب این سمت پیش میره ک فقط خودمون رو ببینیم!!!!

وقتی دارم ب بعضی چیزا فک میکنم از بعضی کارام متعجب میشم و در حالت تعجب

به واژه ی نامحسوس هنگ کردن میرسم!

از اونایی ک فک میکنن ریستارت بشیم یا کمپلیت خاموش بشیم و روشن بشیم

دوست دارم بپرسم ی ذره انصاف داشته باشیم خودمون رو درست کنیم بهتره؟

یا اینکه همون ی ذره رو هم از بین ببریم و کاملا بی انصاف شیم دوباره شروع کنیم بهتره؟!!!

همیشه کاری رو بکن ک تو اوج باشی ولی ب خاطرش حقوق دیگران رو پایمال نکن!!!!!!!!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مهر 1389ساعت 14:45  توسط صفا  | 

معرفی وبلاگ برتر

 

ویبلاگی ناساندنی ویبلاگه کانی سه رده شت که له سه ر دروست بوونی زه حمه تیکی زور کیشراوه

هه ر لیره وه سپاسی نوسه ره که ی ده که م

هیوادارم که لکی لی وه رگرن

http://sardashti.blogfa.com

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مهر 1389ساعت 8:35  توسط صفا  | 

فقط برای پسر عموی عزیزم بختیار و هم اتاقیهای دانشگاه تبریزش!!!

زور (خیلی)

زور (خیلی)

زور (خیلی)

زور زیاتر له زور (خیلی بیشتر از خیلی)

پیم خوشه پیت بگه مه وه (دوست دارم دوباره ب تو برسم)

پیم خوشه له باوه شت بگرم و (دوست دارم در آغوشت بگیرم و)

تا دوایین هه ناسه م له ناو باوه شی تویا بم (تا آخرین نفس در آغوشت باشم)

خوشه ویستم (محبوبم)

زور زیاتر له زور پیم خوشه (خیلی بیشتر از خیلی دوست دارم)

گیانمت پیش که ش که م (جانم رو قربانیت کنم)

پیم خوشه هه مو که سه کانم (دوست دارم تمام کس و کارم را)

ته نانه ت خوشه ویسترین که سم واته دایکیشم (حتی محبوبترین کسم یعنی مادرم را هم)

قوربانی تو که م!!! (قربانی تو کنم)!!!

ئه ی ته واوی ژیانی من (ای تمام زندگی من)

زور زیاتر له زور پیم خوشه (خیلی بیشتر از خیلی دوست دارم)

بونت که م گویم له ده نگ و چریکه ت بیت (ببویمت و ب صدای دلنشینت گوش دهم)

و روخسارت من ببینم ( و چهره ات را بنگرم)

ئه ی جگه ر کوشه که م (ای جگر گوشه ام)

که ی دیته وه من جاریکی تر بتبینمه وه و (کی میاد ی بار دیگه تو رو ببینم و)

پر به دل له ناو شانوی پیکه نینتا ئوقره بگرم ( از ته دل در میان نمایش لبخندهایت آرامش بگیرم)

و له باوه شت که م (و در آغوشت بکشم)

ئه ی کوردستانم ( ای کردستان)

نیشتمانی خوشه ویستم !!! (وطن محبوبم)!!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مهر 1389ساعت 11:14  توسط صفا  | 

انتخابات دبير و شوراي مركزي انجمن علمي بيمه

 

 از كليه دانشجويان رشته مديريت بيمه كه علاقه مند به عضويت در شوراي مركزي انجمن علمي بيمه هستند دعوت مي شود جهت اعلام آمادگي و ثبت نام حد اكثرتا روزدوشنبه 19/7/89 به دفتر انجمن هاي علمي واقع در ساختمان شماره 2 طبقه دوم، مراجعه نمايند. اسامي نامزد هاي واجد شرايط در روز سه شنبه مورخ 20/7/89 در سايت دانشكده اعلام مي گردد.

  زمان چهارشنبه 21/7/89

  ساعت:12الي13

  مكان:سالن چمران

   حضور تمامي دانشجويان رشته بيمه جهت تعيين اعضاي شوراي مركزي انجمن علمي بيمه آزاد مي باشد.

مديريت امور دانشجويي و فرهنگي

اداره فرهنگي

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مهر 1389ساعت 9:13  توسط صفا  | 

پوزش!

دوستان عزیزم ب دلایل واقعی امنیتی نه شوخی شوخی مجبور شدم

آخرین مطلب رو از وبلاگم بردارم

ازتون واقعا پوزش میطلبم و از همدردیتون ممنون

+ نوشته شده در  شنبه دهم مهر 1389ساعت 19:30  توسط صفا  | 

سه یر (عجیب است!)

سه یره     (عجیب است)

چون مروف فریای رق لی که وتن ده که وی  (چطور مردم وقتی برای دشمنی دارند)

کاتی هه مو ژیان  (زمانی ک همه ی زندگی)

به شی خوشه ویستیک ناکا  (برای محبتی کفایت نمیکند!)

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم مهر 1389ساعت 12:35  توسط صفا  | 

کوچی دوایی ماموستا ((موحه مه د جه زا))

به هوی پی زانینی هه والی ناخوشی ژیان به خشین و کوچی دوایی هونه رمه ندی

خوشه ویستی  کورده کانی هه مو دونیا ماموستا ((موحه مه د جه زا)) پرسه و سه ره خوشی

 خومان سه باره ت به م کاره ساته دل ته زینه و ناخوشه راده گه یینین و پرسه ی خومان ئاراسته ی

به جی ماوه کانی بنه ماله ی ئه و نه مره ده که ین

له خوای گه وره داواکاری عه فو و به خشینی جه رگه سوتاوه که ی کوردستان ده که ین

+ نوشته شده در  جمعه نهم مهر 1389ساعت 11:25  توسط صفا  | 

ترس

دوستان شعر زیر :

ترجمه ی یکی از شعرهای استاد دکتر عبدالله په شیو شاعر بزرگ کردستانه تقدیمتون باد:

 
چقدر می ترسم

وقتی که باز می گردم
خبری بد را با خود داشته باشی

چقدر می ترسم
وقتی در آغوشت می گيرم
بوی غريبی با خود داشته باشی

چقدر می ترسم
وقتی که باز می گردم
دستور زبان چشمانت
را با هجايی ديگر بخوانم

چقدر می ترسم
نياز و گرمی دستانت
مانند وقتی که تو را ترک کردم نباشد

و بيش از هر چيز
همه کسم، همراهم،
چقدر می ترسم،
وقتی که بر می گردم،
تو خود باشی اما من همانند قبل نباشم!

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مهر 1389ساعت 17:50  توسط صفا  | 

شاکار

هه لبه ستم زورن 

هه ندیکیان شارن 

هه ندیک گوندن   

هه ندیک ته لارن

هه ندیک خانیله ی ته پیو و نه وی

به لام ئه وانه ی بو توم نووسیون

ده بن به شاکار

به رووناکترین پایه ختی زه وی

 

*دووکتور عه بدووللا په شیو*

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مهر 1389ساعت 9:35  توسط صفا  | 

!!!

Oh! The full moon's light!
Round and round my pond I strolled
All the moon-bright night.

The wintry wind blows
The blueness of its sharp breath
Chilling the Earth's bones.

- Basho (1644-94)

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389ساعت 12:11  توسط صفا  | 

وبلاگ ماموستا اسماعیل سردشتی

سلام دوستان نازنینم

خوشبختانه آخرش اون چیزی ک باید انجام میشد شد!

وبلاگ آهنگ های هنرمند فقید کرد ماموستا اسماعیل سردشتی درست شده

برای دانلود آهنگاش میتونید ب وب سایت زیر مراجعه کنید

www.smailsardashti.blogfa.com

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389ساعت 16:47  توسط صفا  | 

مخلوط!!!

سلام

امروز اومدم دوباره بنویسم تا احتمالاْ آخر تعطیلاتم دیگه کانکت نشم!

پس قبل از همه چیز

دوستون دارم

عاشقونم

میخامتون بد جوری!!!

و ابراز تشکر میکنم بابت احساس اعتمادی  ک بهم دادید!!!

حالا ک قراره ی کم آپ بعدیم طول بکشه پس بهتون بگم من ماه رو دیدم پس فک کنم عیده!!!

ماه دیروز  داشت واسه افطارم شام درست میکرد ماه من مامانمه!!!

پس پیشاپیش عیدتون مبارک!

فک کنم اولین وبلاگی باشم ک دارم این عید مبارک رو تبریک میگم!!!

عید سعید فطری ک واقعاْ میتونم بگم یکی از سخت ترین ماه های رمضان عمرم بوده فک

کنم خیلی صفا بده!

تازه قراره عباس جون و احسان نازنینم هم از کرمانشاه سرافراز بعد عید بیان بریم صفا سیتی!

وای ک چ فاز خوبی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

امیدوارم دوستان عزیزم روز عید عیدیمون رو یادتن نره یعنی دعاهای خوشکلتون رو!!!

ی چیزی ک حالم رو گرفته اینه ک میگن دانشگاه ۲۷م شروع میشه!!! اصلاْ حسش نیس!

اما سیسرون میگه ک:

براي آنکه عمر طولاني باشد، بايد آهسته زندگي کنيم!!!

ی ارتباطی خودتون واسش پیدا کنین!!!

امروز میخام چن جمله راجبه آزادی بگم! البته سیاسی نیس!

راستشو بخاید برداشت خودم از آزادی اینه ک :

 

آزادی یعنی عدم وابستگی ب هر چیزی!

 

لطف میکنید هر کی ی تفسیری از آزادی داره بنویسه!!!

 

بی خردی اسارت بدنبال دارد .و خرد موجب آزادی و رهایی است . فردوسی خردمند


آزادی متعلق به یک نفر نیست ، مال همه است . اسپنسر


آزادی باجی به مردم نیست ! چرا که مال و داشته آنهاست. ارد بزرگ


هرکس قادر به تملک و ارادۀ نفس خود باشد آزادی حقیقی را به دست آورده است . پرسلیس


آزادی تلاش خردمندانۀ آدمی در جستجوی علت حادثه هاست . هربرت مارکوزه


رهایی و آزادی ، برآیند پرستش خرد است و دانایی . ارد بزرگ


آزادی این نیست که هرکس هرچه دلش خواست بکند ، بلکه آزادی حقیقی قدرتی است که شخص را مجبور به انجام وظایف خود می کند .ماکدونال


آزادی حقیقی آن نیست که هرچه میل داریم انجام بدهیم ، بلکه آن است که آنچه را که حق داریم بکنیم . ویکتور کوزن


حاشا که آواز آزادی از پس میله و زنجیر به گوش تواند رسید و از گلوگاه مرغان اسیر . جبران خلیل جبران

به خاطر آزادی هر خطری بی خطر است

هر دردی بی درد است

هر زندانی رهایی است 

هر جهادی آسودگی است

آخر ... چه بگویم؟

                              ((دکتر شریعتی))

 

همیشه آزاد بمانید!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم شهریور 1389ساعت 10:48  توسط صفا  | 

گوشه ای از جواب محبت علمداران مهربانی!!!

درود و صد درود به شرفتون

سلام تکه تکه ی پازل خاطراته زنده م !

نمیدونم چی بنویسم! یعنی میدونم اما با کلام نمیتونم بگم!

به قول خودم شاید گاهی یک نگاه- یک لبخند- یک آه به اندازه ی چندین کتاب برای ما معنی دارد!

پس پیشاپیش از ابراز لطف صمیمانه ی شما دوستان مهربانم فوق العاده ممنونم!

فعلاْ نمیتونم زیاد بنویسم ولی واقعاْ شرمنده م کردید!

شعر پایین تقدیم وجودتون باد!

امیدوارم طاعات و عباداتون قبول باشه!

صمیمانه التماس دعا دارم!

زندگی زیباست، زشتی های آن تقصیر ماست، در مسیرش هرچه نازیباست آن تدبیر ماست! زندگی آب روانی است روان می گذرد، آنچه تقدیر من و توست همان می گذرد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم شهریور 1389ساعت 19:58  توسط صفا  |